بایگانی: مرداد ۱۳۹۷

سیاه‌مشق ۵۲

۲۹ مرداد ۱۳۹۷

مار سیاه قرن آهن و تردید
آن ازدحام که خوابش دراز شد
آنک قطار آمده از قلب کوه‌ها
در امتداد رود دلش سوز و ساز شد
بر زخمی کنارهٔ این رود می‌شود
فریاد عاجزانهٔ این قرن را شنید
با یک نگاه به این فاضلاب علم
-ادرار شیمیایی یک عمر ابتکار-
هیچِ هماره را به تماشا نشست و دید
از آسمان صدای کبوتر نمی‌رسد
جز آن کبوتران سنگ‌دل پر سر و صدا
با فضله‌های مشتعل از خفّ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰۴: به رنگ ارغوان؛ نوشتهٔ آلیس واکر

۲۷ مرداد ۱۳۹۷

«آلیس واکر» به خاطر این رمان در سال ۱۹۸۳ دو جایزهٔ معتبرِ پولیتزر و جایزهٔ ملی کتاب آمریکا را از آن خود است و هنوزاهنوز این کتاب در قفسه‌های اصلی پیشنهادی کتاب‌فروشی‌های [حداقل] نیویورک قرار داده می‌شود. داستان در قالب روزنوشت‌های «سلی»، زنی سیاه‌پوست، در یکی از ایالت‌های جنوبی حوالی دههٔ ۱۹۳۰ است. تا نزدیک به پایان نیمهٔ اول داستان، همهٔ روزنوشت‌ه...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰۵: با تشکر، به کار ما نمی‌آید؛ نوشتهٔ جسیکا پیج مورل

۲۷ مرداد ۱۳۹۷

بگذارید یک مقدمه پیش از معرفی کتاب بگویم. در آمریکا،‌ انگلیس و احتمالاً بسیاری از کشورهای اصطلاحاً پیشرفته روند نشر یک کتاب این گونه است که نویسنده‌های نوپا پیش‌نویس نوشته‌شان را برای یک شرکت ویراستاری می‌فرستند. نقش ویراستار آن است که نخست ببیند آیا کتاب قابلیت فنی حداقلی را دارد یا خیر. اگر داشته باشد، آیا در همهٔ اجزا انسجام کافی وجود دارد یا خی...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰۳: رسوایی؛ نوشتهٔ جی. ام. کوتزی

۲۵ مرداد ۱۳۹۷

«جان مکس‌ول کوتزی» نویسندهٔ سفیدپوست اهل آفریقای جنوبی که هم‌اکنون در استرالیا زندگی می‌کند، اولین کسی است که توانسته جایزهٔ معتبر بوکر را دو بار دریافت کند. او در سال ۲۰۰۳ جایزهٔ نوبل را دریافت کرده است. رمانِ حاضر در سال ۱۹۹۹ منتشر شد و جایزهٔ بوکر را برای بار دوم برای نویسنده به ارمغان آورده است.
اما داستان چیست؟ دیوید لوری مردی ۵۲ ساله که استاد...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰۲: زندگی و عقاید آقای تریسترام شندی؛ نوشتهٔ لارنس استرن

۲۳ مرداد ۱۳۹۷

«لارنس استرن» در ایرلند متولد و بزرگ شد و تحصیلاتش را در انگلیس به اتمام رساند. او خیلی دیر روی به نویسندگی آورد و خیلی زود از دنیا رفت. به همین خاطر این کتاب تنها رمانِ باقی‌مانده از اوست. این رمان در اواسط قرن هجدهم، درست زمانی که هنوز رمان کلاسیک جای پایش را سفت نکرده بود، رمان مدرن به وجود نیامده بود و به رمان پست‌مدرن حتی فکر هم نمی‌شد، نوشته ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰۱: ساعت‌ها؛ نوشتهٔ مایکل کانینگهام

۲۲ مرداد ۱۳۹۷

«ساعت‌ها» نوشتهٔ «مایکل کانینگهام» در سال ۱۹۹۹ جایزهٔ پولیتزر را برده است و خیلی زود به فیلم سینمایی تبدیل شده است. این کتاب با الهام از زندگی و نویسندگی «ویرجینیا وولف» نوشته شده است. سبک نگارش داستان مخلوطی از راوی سوم شخصِ نزدیک و بعضی اوقات دانای کل است. این رمان پیش‌گفتاری نیز دارد که روایت خودکشی «ویرجینیا وولف» است. در کتاب «روان‌شناسی برای ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۰۰: مرد بی‌وطن؛‌ نوشتهٔ کرت وانه‌گات

۲۱ مرداد ۱۳۹۷

«اگر متوجه نشد‌ه‌اید، [خوب است بدانید] رهبریِ انتخاب‌نشدهٔ ما میلیون‌ها و میلیون‌ها انسان را به خاطر دین و نژادشان در شمار انسان نمی‌آورد. ما آن‌ها را هر طور دلمان خواست  زخمی می‌کنیم، می‌کشیم، شکنجه می‌کنیم و زندانی می‌کنیم.
مثل آب خوردن.
اگر متوجه نشده‌اید، [بدانید] ما حتی سربازانمان را از شمار انسان‌ها خارج کردیم، نه به خاطر دین و نژادشان، بلکه ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۹: گتسبی بزرگ؛ نوشتهٔ اف. اسکات فیتزجرالد

۲۰ مرداد ۱۳۹۷

"زمان جوانی و کم‌تجربگی‌ام پدرم نصحیتی به من کرد که آویزهٔ گوشم شده است: «هر وقت خواستی کسی را سرزنش کنی، فقط یادت باشد همهٔ آدم‌های دنیا موقعیت‌هایی که تو داشته‌ای نداشتند.»"
راوی رمان، «نیک کاراوی»، از غرب آمریکا به شرق آمده و تحصیل کرده و سپس برای کار به نیویورک مهاجرت کرده است. او همسایهٔ «جِی گتسبی» سرمایه‌دار جوانی است که هر هفته جشن‌های مفصل...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۸: نوشتن شخصیت صمیمی؛ نوشتهٔ جوردن روزن‌فلد

۲۰ مرداد ۱۳۹۷

برخلاف بسیاری از کتاب‌های مرتبط با داستان‌نویسی که مملو هستند از خاطره‌های شخصی نویسنده -بخوانید الگوسازی ناخودآگاه نویسنده از خود- این کتاب خیلی شسته‌رفته به سراغ یکی از ابعاد مهم داستان، یعنی شخصیت، رفته است. مبنای تعریف شخصیت از نگاه این کتاب ارتباط تنگاتنگ با «زاویهٔ دید» دارد. یعنی با زاویهٔ دید و روایت بر مبنای آن است که شخصیت به مرور زمان سا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۷: دختری در قطار؛ نوشتهٔ پائولا هاوکینز

۱۷ مرداد ۱۳۹۷

بعد از مدت‌ها خودم را راضی به خواندن داستان عامه‌پسند کردم. می‌خواستم بدانم این چیست که عده‌ای این قدر دوستش دارند. باید اعتراف کنم که اگر پی حرف ویژه‌ای نباشیم و سرگرمی هدف غایی خواندن رمان باشد، این رمان‌ها گزینهٔ بهتری از رمان‌های ادبی هستند. به قول آمریکایی‌ها دو جور داستان وجود دارد: ادبی و تجاری. «دختری در قطار»، نوشتهٔ «پائولا هاوکینز» روزنا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۵: ماهی‌ها در شب می‌خوابند؛ نوشتهٔ سودابه اشرفی

۱۵ مرداد ۱۳۹۷

این رمانِ کوتاه، که در سال ۸۳ منتشر شده، دو جایزه گرفته است. پس لابد باید شاید احتمالاً یقیناً خوب باشد که… باید اول پرسید رقبای این کتاب در آن دوره چه بوده‌اند؟ این داستان روایت زندگی «طلایه» است که حالا در آمریکا [دقیقاً چطوری؟] زندگی می‌کند و برادرش «علی» پی آن است که با او ارتباط برقرار کند. حالا طلایه توی ذهنش برمی‌گردد به خاطراتش، به دوران ان...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۶: مجموعه اشعار، دفتر دوم؛ سرودهٔ محمدتقی شمس لنگرودی

۱۵ مرداد ۱۳۹۷

به نظر حقیر فقیر سراپا تقصیر، نوشتن شعر منثور دشوارتر از شعر موزون است. چرایش واضح است؛ شعر منثور عنصر مخدر موسیقی بیرونی را ندارد و باید از دیگر عناصر شعر استفاده کند. به نظرم یکی از مهم‌ترین نشانه‌های موفقیت یا عدم موفقیت شعر منثور فارسی میزان استقبال عموم به سمت آن شعر است. این که کتابی دو یا سه بار تجدید چاپ شود، با توجه به تعداد پایین شمارگان ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۴: عاشق؛ نوشتهٔ مارگاریت دوراس

۱۴ مرداد ۱۳۹۷

گویا «مارگاریت دوراس» به نسلی تعلق دارد که پی ساختارشکنی در رمان‌نویسی بوده‌اند. آن‌ها سبکی را به وجود آورده‌اند که به نام «رمان نو» مشهور شد. درست مثل شعر نو که در آن وزن عروضی دقیق و قافیه به عنوان اصول بدیهی شعر زیر پا گذاشته شده است، در رمان نو شخصیت‌پردازی، تعلیق، گره و گفتگو کنار می‌رود و شاعرانه‌نویسی شبیه به خاطرهٔ جریان سیال خیال جایش را م...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۳: لولیتا؛ نوشتهٔ ولادیمیر ناباکوف

۱۳ مرداد ۱۳۹۷

"لولیتا، نور زندگی‌ام، آتش صُلبم. گناهم، روحم. لو-لی-تا: نوک زبان سه گام را می‌پیماید تا در سومین گام به دندان برسد. لو. لی. تا.
او صبح‌ها «لو» بود، فقط «لو» که با قد چهار پا و ده اینچی‌اش با یک جوراب می‌ایستاد. وقتی شلوار کرباسش را می‌پوشید، «لولا» بود. وقتی مدرسه بود، «دولی» بود. وقتی اسمش را روی نقطه‌چین مدارک می‌نوشت «دولورس» بود. اما در آغوش م...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۲: زبور پارسی؛ تألیف محمدرضا شفیعی کدکنی

۱۱ مرداد ۱۳۹۷

شعر عرفانی ایران سه قله دارد که هر یکی از قبلی مرتفع‌تر است تا جایی که آخری‌اش این‌قدر ارتفاع می‌گیرد که دیگر کسی هم‌قدش هنوز پیدا نشده است. این سه قله حکیم سنایی، عطار نیشابوری، و مولوی هستند. به خاطر قوت غزلیات شمس و مثنوی معنوی معمولاً خوانندهٔ ایرانی به مولوی بسنده می‌کند و به سراغ آن دو دیگر نمی‌رود. البته کهن‌ساختارها در شعرهای دورهٔ سنایی و ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۱: ثانیه‌ها؛ نوشتهٔ محمدرضا فیاض

۱۰ مرداد ۱۳۹۷

اولین رمان نویسندهٔ دههٔ شصتی، که به گفتهٔ خودش در کارگاه رمان‌نویسی محمدحسن شهسواری نسخهٔ اولش را نوشته است. از این جهت، همهٔ این‌ها قاعدتاً باید به معنای یک کار پیش‌پا افتاده باشد؛ که نیست. کار از نظر تکنیکی بسیار پخته است. یک رمان شخصیت‌محور در مورد پیرمردی هفتاد ساله که انگاری چیزی در زندگی‌اش کم داشته و دارد. پیرمردی بدعنق که به همهٔ عالم و آد...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۹۰: مدرسهٔ احمق‌ها؛ نوشتهٔ ساشا سوکولوف

۰۸ مرداد ۱۳۹۷

"چگونه آغاز کنم؟ با چه واژه‌هایی؟ مهم نیست، با چند واژه شروع کن. آنجا، روی برکه، ایستگاهی بود. روی برکه در ایستگاه؟ اما این درست نیست؛ یک اشتباه سبکی است. درستش چای‌سرا بود؛ حتی می‌شود گفت یک بوفه یا روزنامه‌فروشی در ایستگاه، اما نه در برکه. برکه فقط نزدیک ایستگاه بود. پس بگوییم ایستگاهی نزدیک برکه؛ مگر چقدر مهم است. عالی شد؛ پس می‌گویم: آنجا روی ب...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸۹: تاوان؛ نوشتهٔ یان مک‌ایوان (مک‌یوئن)

۰۷ مرداد ۱۳۹۷

با یک پیش‌شرط این رمان بسیار جذاب خواهد بود: حداقل تا صد صفحهٔ اول پایمردی کنید و داستانی بدون گره و تعلیق را تاب بیاورید. البته به این معنا نیست که آن صد صفحه خسته‌کننده است. نویسنده توانایی منحصر به فردی در تصویرسازی و روایت دانای کل دارد. این رمان، چهار بخش دارد. بخش اول فقط در یک روز در سال ۱۹۳۵ می‌گذرد. نویسنده به عالم تفکرات و خیالات بیشتر شخ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸۷: ماجرای مرموز سگ در شب؛ نوشتهٔ مارک هادون

۰۴ مرداد ۱۳۹۷

این کتاب تابع سنت پست‌مدرن! است. یعنی نویسنده خودش را در قالب هیچ قالبی نگنجاند. حالا نویسندهٔ سابق کتاب‌های کودک، رمانی نوشته است از زاویهٔ دید نوجوانی که به سندروم ساوان، نوع خاصی از اوتیسم، مبتلاست. افرادی که به این سندروم مبتلا هستند با وجود داشتن مشکلات ارتباطی و احساسی، به شدت در منطق و ریاضیات نبوغ دارند. کریستوفر شخصیت اول این داستان سعی دا...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸۸: راهنمای ویرایش؛ نوشتهٔ غلامحسین غلامحسین‌زاده

۰۴ مرداد ۱۳۹۷

چشمم که به بکن‌نکن‌های کتاب خورد و روزآمد نبودن بعضی قواعد، به جای خواندن دقیق، به تورق سریع بسنده کردم. احتمالاً برای اهلش کتاب خوبی است، نه برای من که خرم از پل گذشته. در این موضوع، «نکته‌های ویرایش» علی صلح‌جو ، و «غلط ننویسیم» مرحوم نجفی را توصیه می‌کنم.

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸۶: گاوخونی؛ نوشتهٔ جعفر مدرس صادقی

۰۳ مرداد ۱۳۹۷

مدرس صادقی این کتاب را سال ۱۳۶۰ نوشته‌ است، یعنی هنوز سی ساله نشده بود که این رمان بسیار کوتاه را نوشت. گاوخونی باتلاقی است که آب زاینده‌رود به آن می‌ریزد. رمان روایت جوانی اصفهانی است که خواب‌های آشفته می‌بیند. خواب‌هایی در مورد پدرش، همان پدری که راوی دوست داشت بمیرد، و مرد، و راوی هنوز پدرش را زنده می‌دید چه در خواب چه در بیداری. این داستان اصطل...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۸۵: پیاده‌روی برای شنیدن؛ نوشتهٔ اندرو فورست‌هوفل

۰۲ مرداد ۱۳۹۷

اندرو جوانی اهل پنسیلوانیا پس از پایان دورهٔ کارشناسی دچار سؤال‌های بزرگ در مورد زندگی و هویتش می‌شود. او که در پانزده سالگی شاهد جدایی پدر و مادرش می‌شود، دچار تنش‌های روحی شده، دنبال هدفی برای زندگی می‌گردد. بعد از شکست در پیدا کردن دانشگاهی خوب برای تحصیلات تکمیلی و پیدا نکردن شغل مناسب، در بیست و سه سالگی شال و کلاه می‌کند و تصمیم می‌گیرد از پن...